بنام عادل بي همتا

داد جارويي به دستم آن نگار ... گفت کزدريا برانگيزان غبار

Thursday, July 26, 2007

آن دورتر ها چراغ خانه ی دلی, دوستی سوسو میزند

مشق و تکالیفی رو که برای خودم در پست قبلی تعیین کرده بودم, هنوزتمام نکرده ام. به آنها مشق و درسم رو هم اضافه کن.اما چه کنم! عصر پنج شنبه است و باز فیل(دل) من یاد هندوستان (دوستان) کرده! جای شما خالی برای همه آنهایی که در لیست messengerداشتم سلامی فرستادم و از احوالشون جویا شدم. قبلش با ناهیدم هرچند که در همین چند قدمی است احوال پرسی سیری کردن. و کمی تو سر و کله هم زدیم!! حال خوبی دارم. احساس خوبی دارم. برای همه آنها آرزوی سلامتی کردم. همین که میدانم یک دوستی هست حتی فرسنگ ها دورتر دلم یه جورایی قرص میشه! حتی بعضی ها رو تا حالا ندیده ام!! اما برایم عزیزند.« داشتن دوست خوبه حتی اگردر سیاره ای دیگر ساکن باشد!». دلم خوشه که دارند یک جایی اون دوردورا سو سو میزنند . من ادم قانعی هستم, دلم به کور سوی محبتشون گرم میشه, همین برام کافیه!!

Tuesday, July 24, 2007

درباره ی درد و رنج

پیشتر از کتاب جامعه درعهد عتیق نقل کرده بودم که: درکثرت دانایی و حکمت؛ کثرت غم است. اما این غم ؛ رنج یا اندوه و درد چیستند؟ چه ارزشی دارند؟و جایگاهشان در زندگی ما کجاست؟ عده ای می گویند درد و رنج نتیجه فعل و انفعالات عصبی است و شاید یک سری فعل و انفعالات شیمیایی در بدن جاندار. همین جا فرق سنگ بی جان وحیوان وانسان جاندار آشکار است. اما حرف من این است: آیا باید از رنج و درد آدمی کاست؟ اصلا باید آدمی را از رنج و درد خالی کرد؟ کسی می گفت : من از درد و رنج خود لذت میبرم!!! نمیدانم. دارم فکرمیکنم و می گردم ببینم دیگران چه گفته اند . هرچند نمی توانم ادمی را خالی از درد و رنج متصور شوم. همان درد انسان بودن و رنج بودن را می گویم. مولوی رنج بشری را ناشی از مستیِ هستی و فراموش کردن واقعیت و نادیدن آن می‌داند و یکی از علل رنج بشری را خودخواهی معرفی می‌کند. مصطفی ملکیان چهار نکته ای که به مسئله درد ورنج می‌نگرد را چنین برشمرد: نخست اینکه بررسی می‌شود که درد و رنج چیست و چه ماهیتی دارد، در این منظر بحث بر سر این است که درد و رنج چه تفاوتی با هم دارند و چه نسبتی میان این دو هست. دوم اینکه علت اصلی درد و رنج چیست و چه عوامل و عللی باعث پدید آمدن آن می‌شود. سوم آنکه درد و رنج چه پیامدهایی دارد و چه آثار مثبت و منفی جسمانی، ذهنی، روانی یا اجتماعی دارد و چهارم نیز آنکه ما در برابر پدیده درد و رنج چه رویکرد اخلاقی باید اتخاذ کنیم. ایشان 3 گفتاردرباره درد و رنج یافته ام: 1) درد و رنج از ديدگاه کيرکه‌گارد و مولوي؛ 2) درد از کجا رنج از کجا و 3) رنج-آرامش و ایمان .خلاصه ای از اینها را در پست بعدی می آورم.